سالروز آغاز امامت حجت بن‌الحسن امام زمان (عج) بر همگان مبارك باد

 

نهم ربيع الاول، سالروز آغاز ولايت و امامت

آخرين سحاب رحمت و يگانه ذريه ذخيره

دودمان آل طاها، حضرت مهدي موعود(عج) بر منتظران و چشم انتظاران ظهور تبريك و تهنيت باد.

زماني كه يازدهمين پيشواي معصوم مسلمانان به زهر جفاي معتمد، خليفه ستمگر عباسيان، در سن بيست و هشت سالگي به شهادت رسيد، حضرت مهدي(عج) كودكي پنج ساله بود.

آغاز امامت حضرت مهدي (عج) در خردسالي، با توجه به اعجاز الهي و قدرت اعجاب برانگيزي كه در وجود هر امام معصوم به وديعت نهاده شده، امري شگفت و قابل ترديد نيست.

بويژه كه در تاريخ نمونه‌هايي بارز از اين قبيل تكرار شده و مورد قبول و تصديق همگان است چنان كه قرآن كريم درباره حضرت يحيي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: (واتيناه الحكم صبيا) "ما در كودكي او را به نبوت و حاكميت رسانديم".

و درباره حضرت عيسي (عليه‌السلام) حكايت سخن گفتن او را در گهواره نقل مي‌فرمايد: (قال اني عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبيا)" من بنده خدا هستم و او به من كتاب عنايت كرده و مرا پيامبر قرار داده است." عباسيان براي حفظ پايه‌هاي حكومت غاصبانه خويش و جلوگيري از پديد آمدن آخرين وصي پيامبر(صلي‌الله عليه وآله و سلم) كه از بين برنده همه ستمگران و جباران معرفي شده بود، براي هر جنايتي آمادگي داشتند.

در سال ‪ ۲۶۰كه حضرت مهدي (عج) از حجره بيرون آمد و عموي خود "جعفر كذاب" را به كنار زد و بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خواند و با اين عمل آغاز امامت خويش را اعلام فرمود، عوامل حكومت عباسي به فكر دسيسه افتادند و به شهادت او كمر بستند.

خداوند متعال آخرين حجت خويش را با قدرت مطلقه خود از همان آغاز امامت، در پس پرده غيبت قرار داد تا او را از توطئه‌هاي دشمنان در امان بدارد و از كشته شدن او جلوگيري كند.

در سامرا، در جوار بارگاه مقدس امام هادي و امام حسن عسكري(عليه‌السلام) سردابي هست كه به عنوان محل برگزاري نماز توسط سه امام بزرگوار، حضرت امام هادي و امام حسن عسكري و امام زمان (عج) مورد احترام است.

اما متاسفانه برخي نويسندگان و تاريخ‌نگاران داستان ساختگي و متفاوتي مبني بر غايب شدن امام زمان در سرداب و انتظار خروج ايشان از سرداب بيان كرده‌اند كه مرحوم علامه اميني صاحب "الغدير" در اين مورد مي‌فرمايد: تهمت سرداب، تهمتي زشت تر است و شيعه اصلا اعتقاد ندارد كه امام در سرداب غيبت كرده است و نه آن امام معصوم از سرداب ظهور خواهد كرد و اعتقاد شيعه به مدد روايات بر آن است كه او از مكه معظمه و برابر كعبه ظهور خواهد كرد.

 

تصميم گيري در مديريت اسلامي

تصميم گيري در مديريت اسلامي

چکيده

در اين مقاله ابتدا مفاهيم تصميم گيري و فرايند عقلايي تصميم گيري در دانش مديريت معاصرتوضيح داده شده و يکي از الگوهاي عقلايي تصميم گيري به نامه « فرآيند حل مشکل / از مرحله احساس مشکل تا حل مشکل معرفي شده است . آنگاه با استعانت از آيات شريفه قرآن کريم و نهج البلاغه و بهره گيري از احاديث و روايات نقل شده از بزرگان اسلام ، مباني و ويژگي هاي تصميم گيري در مديريت اسلامي تبيين گرديده و در پايان يک الگوي تصميم گيري تحت عنوان « الگوي تصميم گيري الهي / عقلايي » ارائه شده است.

به طور کلي تصميم گيري يک فرايند ذهني است که تمام افراد بشر در سراسر زندگي خود با آن سرو کار دارند  فرآيند تصميم گيري در پرتو فرهنگ ، ادراکات ، اعتقاد و ارزش ها ، نگرش ها ، شخصيت ، دانش و بينش فرد صورت مي گيرد و اين عوامل بر يکديگر تأثير متقابل دارند.

در مديريت معاصر تصميم گيري به عنوان فرآيند حل يک مسأله تعريف شده است و اغلب به تصميم گيري حل مسأله نيز گفته مي شود. در تصميم گيري عقلايي مدير گرچه از دانش کافي برخوردار بوده و اطلاعات مورد نياز را تا حد ممکن در اختيار داشته باشد ، نهايتاً به خاطر کمبود اطلاعات از آينده در يک شرايط نامعلوم و بلاتکليف قرار مي گيرد و براي دستيابي به نتايج مورد نظر تا حدودي به شانس و احتمال متوسل مي شود . در نتيجه همواره با نوعي ترديد و دو دلي رو به رو بوده چه بسا ضعف حاصل از شک و ترديد و عدم اطمينان او موجب سستي و عدم قاطعيت در تصميم گيري و انحراف از مسير صحيح ومناسب گردد.

در الگوي تصميم گيري الهي / عقلايي ، مدير در پرتو اعتقادات و ارزش هاي اسلامي ، علاوه بر رعايت مراحل تعيين شده و استفاده از دانش و اطلاعات خود و ديگر افراد ذيصلاح ، با اتکال به خداوند و استمداد از او ، با روحيه اي قوي و قلبي مطمئن اقدام به اتخاذ تصميم نموده و از تزلزل روحيه ، اضطراب و ترديد مصون خواهد بود ، و امنيت خاطر حاصل از اتکال به خداوند موجب تقويت بعد عقلايي تصميم گيري نيز خواهد شد.

مقدمه  

مي توان گفت تمام فعاليت ها و اقداماتي که در همه زمينه ها توسط افراد بشر انجام مي شود ، حاصل فرآيند تصميم گيري است . از نظر مديريت معاصر، تصميم گيري فرآيندي است مرتبط با حل يک مسأله و از اين رو اغلب به تصميم گيري ، حل مسأله نيز گفته مي شود. دريک بيان ساده از نظر ذهني ، يک مسأله ،زماني آشکار مي شود که وضعيت دلخواه شخص حاصل گردد ، لذا شخص در ذهنش درصدد تغيير موقعيت يا شرايط موجود برمي آيد و تمايل مي يابد که شرايط را درجهت حصول نتايج مورد نظر خود تغيير دهد.

هر چند فرآيند ذهني تصميم گيري پيچيده است ، ولي فرد مسأله و مشکل مورد نظر را براي خود مشخص ونتايج دلخواه را نيز مجسم مي نمايد، آنگاه به يافتن راه هايي مي انديشد که طي آنها موجب تغيير وضعيت موجود در راستاي حصول هدف ها و مقاصد مورد نظر مي شود .بدين منظور با بهره گيري از اطلاعات ذهني ودر صورت امکان و وجود فرصت باتحصيل اطلاعات مرتبط ازمحيط ودرپرتو فرهنگ ، ادراکات ، نگرش ها ، شخصيت و بينش خود شقوق مختلف حصول به نتيجه را مشخص و در وجه شانس و احتمال هر يک از شقوق ممکن را در دستيابي به هدف ، تخمين زده و در واقع اميد رياضي هر راه کار را با معيارهاي ذهني از پيش تعيين شده مقايسه و ارزيابي نموده و اقدام به اخذ تصميم ، يا به عبارتي اقدام به انتخاب شق يا شقوق برتر مي نمايد.

به طور کلي در هر نوع تصميم گيري دو عامل اساسي وجود دارد : يکي ارزش نتايج حاصل از اتخاذ تصميم و اجراي آن و يا به عبارتي ارزش مورد انتظار شخص ، و دومي شانس و احتمالي که در صورت اقدام ، براي نيل به نتايج احتمالي مطلوب وجود خواهد داشت . لذا براي اين که شخص تصميم مساعد بگيرد بايد بتواند ، ارزش هر يک از نتايج احتمالي را که پس از انجام تصميم او حاصل خواهد شد، پيش بيني کرده و به طور ضمني اين ارزش ها را با نوعي مقياس کمي مقايسه ، و احتمال موفقيت را بررسي نمايد ، که اين کار هميشه ساده نخواهد بود.

در اين مقاله ضمن بررسي فرآيند تصميم گيري در مديريت ، ويژگي هاي تصميم گيري درمديريت اسلامي نيز مطرح مي گردد.

تصميم گيري در مديريت و اهميت آن :

به نظر هربرت سايمون ، تصميم گيري جوهر اصلي مديريت است و حتي مي توان مديريت را مترادف با آن دانست . وي نظريه تصميم گيري خود را تحت عنوان « مدير به عنوان تصميم گيرنده » ارائه نمود. به نظر او تصميم گيرنده فردي است که در تقاطع راه ها ، در لحظه انتخاب ، آماده است که در يکي از مسيرها پا گذارد . اگر مديريت را مترادف با تصميم گيري بدانيم ، ديگر انتخاب تنها يک راه از راه هاي ديگر تصميم گيري نيست ، بلکه عنوان تصميم گيري به کل فرآيند اطلاق مي شود. لذا مديريت در نهايت همان تصميم گيري است و مهارت لازم براي مديرهمان مهارت تصميم گيري مي باشد.(1)

ـ دانش مديريت که به صورت مجموعه اي از نظريه هاي مربوط به شناخت سازمان ، برنامه ريزي، سازماندهي ، نوآوري ، نظارت و غيره جلوه مي کند ، در عمل به شکل تصميم گيري مورد استفاده قرار مي گيرد. به عبارت ديگر تمام وظايف مديريت در قالب نوعي از تصميم براي حل مشکل از قوه به فعل در مي آيد.(2)

ـ از ديدگاه فلسفي ، فلسفه تصميم گيري همان فلسفه مديريت است . اگر فلسفه را به مفهوم عام ، کوششي براي رسيدن به روشنايي ، دانستن ، تجسس و کنجکاوي در عمق زندگي و يافتن راهي براي بهتر زيستن انسان بدانيم ،فلسفه مديريت وتصميم گيري نيز همين هدف را در مقايسي مشخص تر و سازمان يافته تر دنبال مي کند.(3)

ـ برنامه ريزي به صورت روشن يک فرآيند تصميم گيري است . فرآيندي که شامل اتخاذ و ارزيابي مجموعه اي از تصميمات مرتبط با يکديگر و قبل از نياز به اجراي آنها مي باشد ، با توجه به اين اعتقاد است که بدون اقدام عملي ، احتمال وقوع وضعيت مطلوب در آينده وجود ندارد و در صورت اقدام ، احتمال رسيدن به نتايج مورد نظر افزايش مي يابد.(4)

مطالب مندرج در چهار پارگراف بالا تنها معرف بخش کوچکي از اهميت تصميم گيري در مديريت است. در بسياري از سازمان ها به ويژه سازمان هاي اداري و عمومي ، تصميمات اتخاذ شده با نسبت هاي متفاوت شامل هر دو تصميمات اجرايي و سياست گذاري مي گردد.

تصميم گيري و حل مشکل

همان طور که درمقدمه بيان شد تصميم گيري فرآيند مرتبط با حل يک مسأله يا مشکل است و اغلب با اصطلاح « حل مشکل » مطرح مي شود . در بسياري موارد مسأله يا مشکل وضعيت خيلي پيچيده اي دارد وتنها بخشي از آن ممکن است قابل فهم و کنترل باشد.

بنابراين ، تصميمات معمولاً آن چنان طراحي نمي شود که نتايج ايده آل يا پاسخ هاي کامل ارائه دهند بلکه براي بهبود بخشيدن به وضيعت مسأله طراحي مي گردند . دربرخي موارد ممکن است مديران آن چنان خود را در مقابل مسائل ببينند که فقط بتوانند تا حد امکان شدت مسائل را کاهش دهند تا اين که براي همه مسائل به طور سيستماتيک در جستجوي يک پاسخ کاملاً درستي برآيند .

راسل آکف بين حل مشکل - رفع مشکل - دفع مشکل -  و جذب يا هضم مشکل  - تفاوت قائل است و مي گويد:

ـ حل مشکل  : يعني يافتن پاسخ بهينه ، بهترين انتخاب يا بهترين شق . تصميم گيري عقلايي (5) کوشش است براي يافتن چنين پاسخي .

ـ رفع مشکل: به معناي يافتن پاسخ رضايت بخش است که ممکن است ضرورتاً بهترين راه قابل دسترسي نباشد ، بلکه انتخابي است که به اقتضاي شرايط ، نظير محدوديت هاي زماني و يا فقدان شناخت واقعي از مسأله ، انجام مي گيرد.

ـ دفع مشکل: زماني صورت مي گيرد که هدف ها تغيير داده شوند ، به طريقي که در شرايط موجود و با اجراي اقدامات تعيين شده مسأله اي در رسيدن به هدف جديد به نظر نرسد. احساسات درباره آنچه که بايد اتفاق مي افتاد تغيير يافته و تعديل شده و در مسيري قرار مي گيرند که اگر آنچه که اتفاق خواهد افتاد رخ دهد ، به عنوان واقعيت هاي جاري پذيرفته خواهد شد.

ـ جذب يا هضم مشکل  : يعني به اميد اين که مشکلات احتمالي ظاهر نخواهند شد ، ناديده انگاشته شوند.(6) .

مفهوم تصميم گيري عقلايي

نتيجه حاصل از به کارگيري الگوي عقلايي تصميم گيري ، يافتن راه حل بهينه است . واقعيت آن است که با بيان آنچه که در عمل اتفاق خواهد افتاد ، اين الگو مي تواند يک الگوي نظري باشد ، زيرا که با فرضيه ها ساخته مي شود .

براي اين که تصميم بهينه گرفته شود مسأله بايد به وضوح و بدون ابهام بيان شود و تصميم گيرنده همه اطلاعاتي را که نياز دارد در اختيار داشته باشد . آنگاه فهرست کاملي از راه حل هاي ممکن تهيه شود و در مقايسه کاملي از راه حل هاي ممکن تهيه شود و در مقايسه با هدف ها ومعيارهاي از قبل تعيين شده ارزيابي گردد . حال آن که تصميم گيرنده براي بررسي و تحقيق داراي وقت محدود و خواهان راه حل ايده آل است و چنانچه واقعيت در تصميم گيري بيان نشود ، الگوي عقلايي چارچوب چندان مفيدي در زمينه اين که مديران چگونه اتخاذ تصميم کرده اند ، ارائه نمي دهد . فرآيند عقلايي تصميم گيري در نمودار صفحه بعد نمايش داده شده است .(7)

به طوري که در نمودار مشاهده مي شود ، فرآيند تصميم گيري يا حل مشکل را مي توان از مرحله احساس مشکل تا فائق آمدن بر آن که در مجموع 10 مرحله را تشکيل مي دهد، به سه بخش عمده نسبتاً مشخص ، طبقه بندي کرد:

الف ) مراحل 1 تا 5 که اجزاي تصميم ساخته مي شود و به هم پيوند مي يابند.

ب  ) مرحله 6 که در حقيقت مرحله اتخاذ تصميم است .

ج  ) مراحل 7 به بعد که بخش اجراء نظارت و کنترل را شامل مي شود.

از يک نگاه ديگر فرآيند تصميم گيري را مي توان به دو بخش کلي طبقه بندي نمود : بخش اول شامل مراحل 1 تا 7 که وظيفه برنامه ريزي مديريت را تشکيل مي دهد .بخش دوم از مرحله 7 به بعد که مراحل اجراء نظارت و کنترل را در برمي گيرد.

با توجه به طبقه بندي بالا مي توان چنين نتيجه گرفت که اين مراحل دهگانه بخش اعظم و شايد هم از جهتي تمام وظايف مديريت را شامل مي شود. و اين خود مؤيد نظريه هربرت سايمون است که اظهار مي دارد: « مديريت مترادف است با تصميم گيري » .

اما به اعتقاد نگارندگان : فرآيند تصميم گيري عقلايي تنها بخشي از وظايف مديريت محسوب مي شود که شامل شش مرحله اول است و مراحل بعدي ، فرآيند اجرا و نظارت را تشکيل مي دهند که بحث پيرامون آنها از محدوده اين مقاله خارج است .

آنچه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد ، نقش تعيين کننده اطلاعات است ، که هسته مرکزي الگوي تصميم گيري عقلايي را تشکيل مي دهد و بدون توجه به آن ، اين الگو سطحي و از درون تهي و در نتيجه فاقد کارايي خواهد بود.

الگوي عقلايي تصميم گيري اصولاً براين مبنا استوار است که تصميم گيرنده در جستجوي به حداکثر رساندن رضايت به وسيله اتخاذ و اجراي تصميم است . داشتن دانش و شناخت کامل از راه هاي حصول به اين هدف و واکنش و عکس العمل دقيق ديگر افراد و سازمان هايي که در مسير فرآيند ساخت ، اتخاذ و اجراي تصميم قرار خواهند گرفت ( نظير مشتريان و رقبا ، محيط سازماني و اجتماعي ) تأثير اساسي بر نحوه ارزيابي راه حل هاي ممکن و عملي خواهد داشت . با همه اين احوال هرگز نمي توان از قبل به طور قطع اطمينان حاصل کرد که به حداکثر رضايت خواهيم رسيد.

تصميم ممکن است توسط يک فرد به تنهايي گرفته شود و يا توسط گروهي از مديران که با هم کار مي کنند اتخاد گردد.گاهي شخص تصميم گير براساس اطلاعاتي که توسط دانشگاه ها ويامؤسسات تحقيقاتي برايش تهيه شده اقدام مي کند که در اين حالت ممکن است اين اطلاعات از نقطه نظر خاصي تهيه و تنظيم شده باشد که موضوع و مسأله مورد تصميم گيري را به طور تمام و کمال نپوشاند . براي استفاده از اين نوع اطلاعات در الگوي عقلايي، مي بايد اطلاعات کامل ، قابل درک و فهم ، مربوط و قابل دسترسي باشد و درزمان مناسب و به شکل صحيح در اختيار تصميم گيرنده قرار گيرد .

با وجود پيشرفت هاي چشمگير در تکنولوژي اطلاعات ، يافتن راه حل هاي ممکن و مطلوب اغلب دشوار و نادر است و اين به چند دليل مي باشد که از آن جمله ، وقت کافي نداشتن ، خلاق نبودن مديران يا عدم تمايل آنها به تغيير شکل الگوي رفتاري است که از آن تبعيت مي کنند. همچنين تنگ نظري و بينش آنها قلمرو و تفکرشان را محدود و باريک کرده و قابليت لازم را براي پيش گويي و پيش بيني عکس العمل رقبا و افرادي که در ارتباط با آثار تصميم قرار خواهند گرفت ، نخواهد داشت.

مهارت هاي لازم براي اجرايي مراحل الگوي عقلايي تصميم گيري

تصميم گيري عقلايي با مهارت ها وشخص خصيصه هايي پيوند دارد که لازم است در شخص تصميم گيرنده وجود داشته باشد . اين مهارت ها به طور موردي و انفرادي در اشخاص وجود دارد و بسياري از مديران تنها بعضي از آنها را دارا هستند ، مهارت هايي که متناسب با مراحل الگوي عقلايي تصميم گيري است در جدول زير نشان داده شده اند:

مهارت هاي کليدي لازم

مراحل

روشني انديشه

1ـ احساس مشکل

جمع آوري و دريافت اطلاعات

2ـ بيان و تحليل مشکل

دقت نظر

3ـ تعيين هدف ها و معيارها

خلاقيت

4ـ يافتن راه حل ها و شقوق ممکن

قدرت پيش بيني و پيشگويي

5ـ ارزيابي نتايج احتمالي

قضاوت و تصميم گيري

6ـ گزينش بهترين راه حل ها


هربرت سايمون اظهار مي کند که در تصميم گيري سه دسته عوامل اساسي به شرح زير دخالت دارند:

1ـ مهارت ها ، عادت ها و برداشت هاي تصميم گيرندگان .

2ـ انگيزه ها وارزش هاي تصميم گيرندگان .

3ـ درجه شناخت آنان از مسائل مرتبط با موضوع .

در رابطه با موضوع خاصي ممکن است شقوق مختلفي وجود داشته باشد. مثلاً اگر هدف در يک مؤسسه بازرگاني ، افزايش سطح فروش به ميزان 5 درصد باشد ، از جمله راه هاي رسيدن به اين هدف افزايش تبليغات، صدور جايزه خريد ،دادن امتياز جديد به فروشندگان ، کاهش قيمت ، بازاريابي محصول و يافتن کانال هاي اضافي توزيع را مي توان بر شمرد . انتخاب هر يک از اين شقوق ممکن است در عين رسيدن به هدف ، سودآور باشد يا نباشد.

به نظر سايمون از اين شقوق مختلف تنها بايد يکي مورد توجه قرار گرفته و برگزيده شود ، و آن راه حلي است که پيش بيني مي شود نتيجه دلخواه را عايد خواهد ساخت. (8)

صاحبنظران ديگري معتقدند که لازم است بيش از يک راه حل انتخاب شود تا در صورت بروز انحراف از هدف پيش بيني شده ، راه حل مناسب تر دومي را در حال اجرا جانشين قبلي سازيم.

مباني تصميم گيري در مديريت اسلامي

ابتدا بايد يادآور شويم که از نظر ما تصميم گيري تنها قسمت هاي 1 تا 6 از الگوي عقلايي را شامل مي شود و قسمت هفتم که مرحله نظارت و اجرا است بخشي از اجزاي مديريت است تا اجزاي تصميم گيري . به عبارت ديگر در اين مقاله برخلاف نظر سايمون تصميم گيري معادل مديريت تعريف نشده است بلکه تصميم گيري بخشي از مديريت است که قبل از مرحله اجرا، نظارت و کنترل انجام مي گيرد.

سياستگذاري و تصميم گيري در نظام مديريت و رهبري اسلامي لزوماً بر تفکر و انديشه صاحبنظران (اولوالالباب ) وبا توجه به تجربه هاي تلخ و شيرين که از گذشته در ذهن مانده اند و واقعيات موجود در آينده اي که باالتفاوت به مقدمات و ابعاد ديگر آن تصوير مي شود ، شکل مي گيرد . با اين تفاوت که سياستگذاري در نظام اسلامي تنها برعقل معمول متکي نيست ، بلکه بر انديشه اي والاتر و برتر از انديشه هاي انسان عادي متکي ميباشد . به تعبير ديگر سياستگذاري و تصميم گيري در نظام اسلامي نشأت گرفته از مجموعه قوانين اسلامي است که واقعيات زندگي و حيات متکامل و متعالي بشري منطبق است .(9)

با توجه به اين که بحث مديريت اسلامي بيشتر پيرامون اصول و مباني مديريت است تا بحث تکنيک ها و روش ها . بنابراين بحثي کلي واساسي و مربوط به همه سطوح مديريت اعم از مديريت گروه ، سازمان يا مديريت جامعه اسلامي و امت اسلامي مي باشد وصرفاً يک سطح از سطوح و يک بعد از ابعاد مديريت اختصاص ندارد.(10) .

از اين رو وقتي از تصميم گيري در مديريت اسلامي صحبت به ميان مي آيد ، اين موضوع در همه سطوح و مديريت جامعه اعم از رهبري ، مديران دولتي ، مديران سازمان هاي اقتصادي و بازرگاني ، خدماتي ، مدرسه و خانواده و ....مطرح است.

به همين دليل براي دستيابي به ديدگاه هاي اسلامي در زمينه مديريت از جمله در زمينه خاص تصميم گيري بايد به بررسي و مطالعه متون اسلامي پرداخت و اين ديدگاه ها را از لابلاي تفکرات انديشه ها و رهنمودهاي گوناگون بزرگان و انديشمندان اسلامي استخراج کرد . منابع و مآخذ تفکرات اسلامي خود بر سه پايه اساسي استوار است :

1ـ قرآن کريم

2ـ سنت پيامبر اکرم

3ـ سيره امامان معصوم و اجتهاد علماي متخصص که خود اين اجتهاد نيز در قلمرو قرآن وسنت قرار دارد.

از اين رو براي تبيين مباني ويژگي هاي تصميم گيري در مديريت اسلامي ، ضرورت دارد به رهنمودهاي قرآن کريم ، نهج البلاغه ، احاديث و روايات موجود در اين زمينه اشاره شود.

 

رهنمودهاي قرآن کريم در رابطه با تصميم و تصميم گيري

در قرآن کريم در هشت مورد زير به امر تصميم گيري اشاره شده است :

1ـ سوره بقره آيه 227:

و ان عزموالصلاق فان الله سميع عليم ،

واگر تصميم به طلاق گرفتند خداوند ( به گفتار و کردار ايشان ) شنوا و داناست .

2ـ سوره آل عمران آيه 159:

.... و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي الله ان الله يحب المتوکلين،

و درکارها مشورت نما ، ليکن آنچه تصميم گرفتي با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند دوست دارد و ياوري کند.

3ـ سوره آل عمران آيه 186:

... وان تصبرو ااوتتقوفان ذلک من عزم الامور،

و اگر صبر پيشه کرده و پرهيزگار شويد ( البته پيروز خواهيد شد ) که آنها اسباب تصميم گيري در کارهاست .

4ـ سوره طه آيه 115 :

ولقد عهدنا الي ادم من قبل فنسي ولم نجدله عزماً ،...

و ما با آدم عهد بستيم ( که فريب شيطان نخورد ) و در آن او رامصصم وثابت قدم نيافتيم .

5ـ سوره لقمان آيه 17:

يا بني اقم الصلواه و امر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علي ما اصابک ذلک من عزم الامور ،

اي فرزندم نماز به پادار و امر به معروف و نهي از منکر کن و براين کار از مردم نادان هرآزار بيني صبر پيشه گير که اين صبر و تحمل در راه تربيت و هدايت خلق نشانه اي از تصميم (راسخ) در امور عالم است .

6ـ سوره شوري آيه 43:

ولمن صبر وغفران ذلک لمن عزم الامور ،

و آنکه صبر کند و از خطا در گذرد ، اين از تصميمات پسنديده است .

7ـ سوره احقاف آيه 35 :

فاصبرکما صبراولوالعزم من الرسل و ....

اي رسول تو هم مانند پيامبران اولوالعزم ( صاحب تصميم ) صبور باش ....

8ـ سوره محمد(ص) آيه 21 :

طاعه و قول معروف فاذا عزم الامر فلوصدقوالله لکان خيراً لهم ،

راه سعادت طاعت خدا و گفتار نيکوست و پس از آنکه امر به تصميم پيوست ، اگر کلام خدا را تصديق کنند براي آنها بهتر خواهد بود.

  در قرآن کريم ، عزم و تصميم به معناي حقيقي کلمه بسيار کم به کار مي رود و تنها در هشت مورد ياد شده آمده است وعمده امور حد قصد و خواستن است و نه عزم و تصميم و لذا خداوند حکيم درقرآن مقام تصميم را بسيار متعالي دانسته و به امور مهمه ، فريضه ها و عزائم اطلاق نموده و تنها به رسولان و فرستاده هاي ويژه خود عنوان اولوالعزم ( صاحب تصميم ) داده به طوري که حتي حضرت آدم را صاحب تصميم نمي داند ( سوره طه آيه 115 ) .

به نقل از حضرت علي (ع)

تصميم يک قصد مخصوص و يک طلب ويژه است که شخص تصميم گيرنده براي وصول به مقصود و نيل به مطلوب مجدانه تلاش مي کند. و اگر در محدوده عمل موفق نشود در محدوده جانش با آن عمل پيوند ناگسستني برقرار مي سازد و لذا صرفاً تصميم را همان « تحقيق القصد» نامند.

با حصول عزم وتصميم ،درنفس انسان قدرت ونيرويي جديدودر روحش شرايطي ايجاد مي شود که براي وصول به هدف نه تنها تمام اعضاء و جوارح خود را تحت قدرت آن روح مقتدر قرار مي دهد ، بلکه امور ديگر و ديگران را نيز به زير سلطه فرا مي خواند . اين بيان ( به نقل از تحف العقول) ملهم از فرمايش امام جعفر صادق است که « ما ضعف بدن عماقويت عليه النبيه » يعني ، وقتي نيت براي انجام امري قوي باشد ، بدن از عملي ساختن آن ابراز ناتواني نخواهد کرد .(11)


سطوح تصميم گيري اسلامي

 در نظام اسلامي سه سطح تصميم گيري قابل تمايز وجود دارد :

1ـ تصميم گيري در زمينه اجراي احکام و فرامين الهي : در اين سطح ، تصميم گيري تابع بي چون و چراي احکام و فرامين الهي است . در اين رابطه قرآن کريم در آيه 36 سوره احزاب چنين مي فرمايد :« هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني را نرسد که چون خدا و پيامبرش درکاري حکم کردند آنها را در آن اختياري باشد . هر که از خدا و پيامبرش نافرماني کند سخت درگمراهي افتاده است. »


2ـ تصميم گيري در سطح نبوت ، امامت و ولايت : در اين سطح تصميم گيري يک امر فردي محسوب مي شود و فرد تصميم گير تنها پيامبر ، امام ، يا ولي است . هدف از اين امر آن است که وحدت مسؤوليت و قاطعيت در بنياد اسلامي حفظ شود . از جمله مدارک و شواهد اسلامي مؤيد اين ويژگي عبارتند از:« ... و در کارها مشورت نما ليکن آنچه را تو تصميم گرفتي با توکل به خدا انجام ده ...»      (سوره آل عمران آيه 59  )

ـ وقتي عبدالرحمن دست حضرت علي (ع) را گرفت و گفت با تو بيعت مي کنم به اين شرط که به کتاب خدا و سنت اکرم و طريقه دو خليفه سابق عمل کني . حضرت فرمود : قبول مي کنم به اين نحو که به کتاب خدا و رسول الله و « اجتهاد ورأي خود » رفتار نمايم .(12)

3ـ تصميم گيري اعضاي جامعه اسلامي :تصميم گيري در اين سطح داراي دو بعد است :

بعد فردي : در دنياي عيني اين فرد است که نهايتاً بايد تصميم بگيرد و امر تصميم گيري صرفاً يک فرآيند ذهني است که انجام مي پذيرد و آثار آن عمدتاً به خود تصميم گيرنده برمي گردد. در اين بعد جمع آوري هر چه بيشتر اطلاعات و مشورت با ديگران صرفاً به منظور تبيين واضح تر مسأله صورت مي گيرد و به عبارتي مراحل تصميم سازي را شامل مي شود.

بعد مديريتي :تصميم گيري مديريت در جامعه اسلامي در اين قسمت جاي دارد که موضوع بحث ما دراين مقاله است . با استعانت از مفاد آيات اشاره شده قرآن کريم و با بهره گيري از احاديث و رواياتي که ذکر خواهد شد به بيان برخي از ويژگي هاي آن به شرح آتي مي پردازيم.

الف : اتکال به خداوند و طلب ياري از او در امر تصميم گيري

تصميم گيري عبارت ازکيفيت نفساني است که از نحوه رابطه بين تصميم گيرنده ومورد تصميم ايجاد شود و شخص تلاش و جديت دارد که آن تصميم را عملي ساخته و تحقق بخشد . به عبارت ديگر تصميم وارده يک کيفيت نفساني است که بيانگر پيوند ناگسستني بين انسان مصمم و عمل است و تا آن عمل و تصميم در خارج تحقق نيابد ، شخص از سعي و تلاش خود نخواهد کاست . از آنجا که ، عمل آيت و نشانه صاحب عمل است و بيانگر شخصيت و هويت حقيقي اوست ، تصميم نيز خود يک فعل انساني است و به تعبير برخي از بزرگان يک هديه و ارمغان الهي مي باشد که نشانگر چهره و صورت باطن تصميم گيرنده است . به طور روشن تر آنچه انسان را به عمل و کار وامي دارد و او را به صحنه عمل مي کشاند همانا اعتقاد و ايمان انساني است که آن نيز مبتني بر جهان بيني و نگرش اصلي و اولي هر انسان به جهان است . مبدأ و منشأ تصميم هر انسان است و علت فاعلي آن همانا ايمان و اعتقاد انساني است . در هر مکتبي اين علت و شکل تصميم بسته به ارزش هاي اعتقادي و مکتبي است (13).

مدير اسلامي بنابر ساختار اعتقادي و ارزش ذهن خويش به سوي استعانت از خداوند براي فائق آمدن بر متغيرهاي محيطي غير قابل کنترل با تصميم خود متمايل است . انسان در نهايت کمال در برابر قدرت خداوند ناتوان است و مديران همواره بايد به او توکل داشته باشند تا در بهره مندي از پيشامدهاي غير مترقبه رحمت هاي خود را مشمول حال آنان نمايد.

لذا براي جلب عوامل و نيروهاي مادي و غيرمادي خارج از حيطه دانش و قدرت بايد به خداوند توکل داشت. توکل يک عنصر بازدارنده و راکد کننده نيست ، بلکه عنصري مثبت و نويدبخش و محرک است . درمشاوره تکيه بر نيروي عقل گروهي است و در توکل اتکال به خداي متعال است . پس مشاوره و توکل مکمل هم تلقي مي شوند . در مرحله مشاوره ياري خداوند از مجاري نور عقل و علم و در مرحله توکل از مجاري غير اختياري و غير محسوس براي انسان است و هر مرحله به يک واقعيت باز مي گردد. و اين است که قرآن کريم در آيه 159 سوره آل عمران بشارت مي دهد :« .... در کارها مشورت کن ليکن آنچه تصميم گرفتي آن را با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند دوست دارد » ،(14).

مديري که با اخلاق اسلامي وروح توکل بر خدا و اعتماد بر قدرت بي نهايت الهي تربيت يافته است ، هنگام بروز خطرها و بحران ها خود را نمي بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمي دهد و طبعاً چنين مديري تصميم هاي عاقلانه تر و سنجيده تر اتخاد مي کند و بهتر مي تواند روحيه کارمندان و زبردستان را تقويت کند و ايشان را به فرجام نيک اميدوار ساخته و ازيأس و نوميدي و خودباختگي نجات دهد . همچنين مديريت تحت چرب زباني ها و تملق گويي ها قرار نمي گيرد و در دام حيله هاي سودپرستان مکار نمي افتد ، و از سوي ديگر با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزي ها و مهرباني هاي مخلصانه علاقه کارمندان را جلب مي کند و در نتيجه بازده کار افزايش مي يابد و تصميماتش به خوبي به اجرا در مي آيد بدون اين که به کسي ستمي روا داشته باشد(15) .

حضرت علي (ع) مي فرمايد:

« قضا وقدر الهي برحسابگري ( بنده چيزي را براي خودش خواستن ) پيش مي گيرد. پس نبايد شخص دست از توکل برداشته و به تدبير و انديشه خود اطمينان کند » (16).

 

مشارکت و مشاوره در تصميم گيري

در نظام مديريت اسلامي به عقل فردي در هر درجه و مرتبه اي که از علوتعالي باشد اکتفا نشده ، زيرا مي بينيم پيامبر اسلام با همه نبوغ ذاتي و هوش فوق العاده اي که داشتند ، و علاوه بر تأييدات وحي ، از انديشه ژرف و تابناکي برخوردار بودند ، با اين وصف به انديشه ديگران و ياري گرفتن از آن ها بسيار اهتمام مي ورزيدند و در موارد بسياري با اصحاب خود به مشورت مي نشستند . از جمله در جنگ احد و احزاب (17).

البته مشورت رسول اکرم (ص) با اصحاب خود تنها به جهت بهره گيري از نظريات آنها نبود ، زيرا او ملهم از طرف پروردگار بود ومي خواست ارزش شورا و مشورت را به ديگران به ويژه به مديران جامعه اسلامي بياموزد.

احاديث و روايات زيادي در زمينه مشورت در امر تصميم گيري وجود دارد که از آن جمله اند:

1ـ پيامبر اسلام مي فرمايد:

 ـ در مواردي که چهره کار براي کسي روشن نيست بايد مشورت کند. هيچ کس در موردي مشورت نمي کند مگر آن که به خير و صلاح کار پي ببرد. (18).

ـ هيچ پشتيباني قويتر از مشورت و هيچ عقلي بهتر از تفکر و تدبير نيست (19).

ـ اي علي « آن کس که استخاره کند در نمي ماند و هر کس مشورت کند پشيمان نمي شود» (20).

ـ با عاقل مشورت کنيد و مخالفت با او موجب پشيماني است (21).

2ـ علي (ع) مي فرمايد :

با مردم مهربان باش ، در کارها با آنان مشورت نما ، پس از مشورت اگر تصميم گرفتي به خدا اعتماد کن که خدا اعتماد کنندگان را دوست دارد ، به خشمي که مي توان مرتکب نشوي ، شتاب منما (22).

 

موقع شناسي ، تدبير آينده نگري در تصميم گيري

مدير نه تنها بايد از وضع و شرايط جاري مطلع باشد ، بلکه بايد دورانديش و آينده نگر و آينده را در آيينه روز ببينيد . بايد با بصيرت و بينش عميق به آينده بنگرد و قلمرو تصميماتش را طوري تعيين کند که قادر به تبيين و شناخت نسبي آثار و ابعاد و پيامدهاي آنها باشد. در روايات از ائمه و پيشوايان ، در کنار علم ودانش ، از احتياط سخن به ميان آمده و گفته شده که احتياط و دور انديشي مايه حسن عاقبت مي شود . امام صادق (ع) مي فرمايد : هر کاري که بر توع عرضه مي شود درباره آن بينديش تا آغاز و پايان آن را به دست بياوري ،پيش از آن که در پشيماني فرو روي (23) .

علي (ع) مي فرمايد :

ـ در انديشه پايان کار، هر گاه کارها مشتبه شد ، انجام آنها با آغازشان مقايسه مي شود .پايان برآغاز بنا نهاده شده است (24).

ـ شتاب نمودن بيش از توانايي و سستي نمودن پس از رسيدن وقت مناسب حماقت است (25) .

ـ لغزيدن و کندن از کاري که شتاب در آن به احتياط و هوشمندي سزاوارتر است ، و شتاب درکاري که کندي در آن نيکوتر است موجب ضرر خواهد شد (26) .

ـ کسي که به کارهاي مختلف بپردازد ، چاره سازي ها او را واگذارند(27).

ـ بترس از شتابزدگي درکارها پيش از رسيدن هنگام آنها ، و يا از دنباله گيري و سخت کوشي در آنها هنگام دسترسي به آنها ، يا از ستيزگي با آنها وقتي که سررشته ناپيدا باشد(28).

ـ اندک کاري که به آن ادامه دهي ، اميد به آن بيشتر است از کار بسيار که از آن ملول و خسته گردي(29) .

از امام محمدباقر روايت شده است که :

ـ هنگام تصميم گيري ، قبل از هرگونه اقدام وعملي تدبرکن و عاقبت انديش باش. پس اگر کاري به آفرين و کمال زا بود انجامش ده والا طردش کن (30) .

حضرت علي (ع) خطاب به مالک اشتر مي فرمايد:

در هر روز کار همان روز را انجام بده و هرگونه عملي و اقدامي را در ظرفيت زماني خويش به جاي آور ، چرا که هر روز را کار مخصوصي ، وهر اقدامي را ظرفيت زماني ويژه اي است (31).

رسول اکرم (ص) مي فرمايد:

من از فقر امتم بيم ندارم ، آنچه بر امتم بيمناکم سوء تدبير است (32) .

 

ثبات ، پايداري و قاطعيت در تصميم گيري :

مدير در رأس هرم سازمان قرار دارد و رهبر و پيشرو کارگزاران سازمان است و برحسب موقعيت اجرايي خود و مسئووليتي که بر عهده دارد ، مرکز ثقل انديشه ها ، طرح ها و پيشنهادها است و در حقيقت آخري مرجع براي تجزيه و تحليل و جمع بندي و اتخاذ تصميم براي عمل است . از اين جهت به لحاظ موقعيت خود به اراده نيرومندي نيازمند است تا پس از بررسي تمام جوانب تصميمي قاطع بگيرد و هر نوع ترديد و دو دلي را کنار بگذارد و با اعتماد و عنايت الهي نظر خود را صادر کند (33).

علي عليه السلام در جنگ جمل ، علم را به پسرش محمد حنيفه عطا کرده و به او مي فرمايد:

کوه ها از جا کنده شوند ، تو از جاي خود حرکت مکن ، دندان بنه ، کاسه سرت را به خدا عاريه ده (توکل برخدا کن ) ،پاي خود را چون ميخ در زمين بکوب ، چشم بينداز تا انتهاي لشکر را بيني (آخرين حيله و تدبير دشمنان را در نظر بگير تا درکار بينا باشي) و چشم خود را بپوش ، پس از آگاهي از حيله دشمنان منحرف نشو و وحشت نداشته باش و بدان که فتح و پيروزي از جانب خداوند سبحان است . پس از به کاربردن آداب جنگ اگر خدا بخواهد نصرت با توست (34).

ـ خداوند در آيه 17 سوره لقمان مي فرمايد:

اي فرزند عزيزم نماز برپادار و امر به معروف و نهي از منکر کن و براين کار از مردم نادان هر آزار بيني صبر پيشه گير که اين صبر و تحمل در راه تربيت و هدايت خلق نشانه اي از تصميم ثابت ( مردم بلند همت ) در امور لازم عالم است .

علي (ع) مي فرمايد:

ـ حلم و تأني دو فرزند يک شکم اند که آنها را بلندي همت و اراده پابرجا مي زايد (35) . يعني بردباري و شتاب نکردن در يک درجه و يک پايه هستند . زيرا همان طور که شخص بلند همت زود به خشم نمي آيد و حلم مي ورزد ، همچنين در کارها شتاب ننموده و پايان را مي نگرد و نيز مي فرمايد :

ـ کسي که فرمانش را نمي برند و از احکامش پيروي نمي کنند ، رأي و تدبير ندارد (36).

ـ سستي ها را با اراده نيرومند از خود دور کنيد (37) .

ـ هر کسي از سستي پيروي کند ، هستي را تباه مي سازد (38) .

« ... ثبات و تقوي سبب نيرومندي و قوت اراده در کارهاست ».

سلامت روحي و رواني و تمرکز حواس در تصميم گيري

 از آن جا که تصميم گيري و اجراي آن زماني نتايج رضايت بخش و سودمند در پي خواهد داشت که تصميم براساس تعقل و خرد انساني و با علم و آگاهي و شناخت کافي گرفته شود . لذا نبايد در حالت عصبانيت ، شهوت و هيجان ، خشم و غضب که موجب از اختيار خارج شدن فکر و انديشه انسان مي شود ، اقدام به اتخاذ تصميم نمود . به احاديث و رواياتي در اين باره اشاره مي شود:

ـ هرگز در حالت غضب غالب و شهوت قاهر تصميم نگيريد . زيرا در آن وضعيت نه تنها فکر و انديشه تحت تصرف عقل و خرد انساني نيست ، بلکه تمام اعضا و جوارح شخص نيز از تصرف و سلطه عقل خارج ميشود.(39)

ـ اگر انسان غضب کره هرگز به زبانش جمله اي جز غلط نمي آيد(40).

ـ شهوت و غضب اگر در جهت تکامل و صعود انساني باشد ، بدون شک عامل سقوط و انحراف خواهد بود. پس از همه اينها به وسيله تأمل در اقدام و به تأخير انداختن قدرت تا زماني که غضب فرونشيند و اختيار خودرا دوباره به دست آري ، خود را محفوظ نگه دار (41).

مي دانيم که حضرت علي (ع) خود در جنگ خيبر هنگامي که عمروبن عبدود به رخش خدو پرتاب کرد ، در کشتن او درنگ مي فرمايد که خشمش فرونشيند ، که مبادا او را براي نفش خويش بکشد.

 

عدالت ، انصاف و توجه به زيردستان در هنگام تصميم گيري

علي (ع) به مالک اشتر مي فرمايد:

ـ زنهار بين خود و کساني که برآنها حکم مي راني حجاب جاه و مقام حايل نکني.آن حضرت وقتي که پاي منافع عامه درميان بود،اغماض و گذشت راجايزنمي دانست وتدابيري براي جلوگيري ازانحراف اتخاذمي کرد. مثلاً در رابطه با تأمين رفاه مادي کارکنان و ايجاد روحيه وفاداري در افراد نسبت به هدف ها و مقاصد سازمان(42)

ـ پس براي قضاوت و داوري بين مردم ، بهترين رعيت را انتخاب کن که کارها بر او سخت نيايد وبه اندک فهم بدون به کار بردن انديشه کافي اکتفا نکند (43).

آن حضرت در جاي ديگر فرمايد : نيکوترين چيزي که حکمرانان را خشنود مي دارد همانا بر پا داشتن عدالت و دادگري در شهرها و آشکار ساختن دوستي رعيت مي باشد(44).

ـ کوچک شما از بزرگتان پيروي کند ، و بزرگتان به کوچکتر مهربان باشد(45).

 

 

 

نتيجه گيري

الگوي پيشنهادي تصميم گيري در مديريت اسلامي :

با توجه به آنچه گذشت ، الگوي زير را ، که متکامل تر از الگوي عقلايي تصميم گيري است به عنوان « الگوي الهي / عقلايي تصميم گيري » در مديريت اسلامي ارائه مي کنيم .

به طوري که ملاحظه مي شوددراين الگو علاوه برتمام مراحل الگوي عقلايي تصميم گيري ويژگي هاي تصميم گيري درمديريت اسلامي برگرفته شده ازتوصيه ها ودستورات کتاب،سنت ورهنمودهاي بزرگان دين مبين اسلام منظور شده است.مهمترين ويژگي اين الگوآن است که درتمام مراحل تصميم گيري واجرا،علي الخصوص به هنگام اتخاذ تصميم ، توکل و اتکال به خداوند قادر متعال را مورد تأکيد خاص قرار داده تا به مدير اسلامي يادآور شود که از طريق توسل به اين مرجع فياض ، از رو به رو شدن با يک شرايط نامعلوم و توسل جستن به شانس و احتمال نجات يافته و با اراده قوي و قاطعيت اقدام به تصميم گيري نمايد. به تعبير ديگر مدير اسلامي به تبعيت و حصول نتايج بهينه به مشارکت مي طلبد و مي دانيم که خداوند رحمان خود بشارت داده است که : « ... ليکن آنچه تصميم گرفتي با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که به او اعتماد کنند دوست دارد و ياوري کند.»   (سوره آل عمران آيه 159)

مدير اسلامي از طريق رعايت الگوي الهي ـ عقلايي تصميم گيري مي تواند روحيه کارمندان و زيردستان را تقويت کرده و ايشان را به فرجام نيک اميدوار ساخته و از يأس و نوميدي و خودباختگي نجات دهد، در نتيجه تصميماتش به خوبي اجرا مي شود وبازده کار و اثر بخشي آن افزايش مي يابد ، بدون آنکه نسبت به کسي ستمي روا داشته باشد.در زمينه هوشياري و تدبير ، سلامت روحي رواني و تمرکز حواس ، عدالت و انصاف و توجه به مردم در ضمن مطالبي که گذشت به نکات عمده اشاره شده است.

در خاتمه با توجه به آنچه گذشت يادآوري مي کنيم که الگوي تصميم گيري مديريت اسلامي با وجود قدمت زياد ، جامع تر و کامل تر از الگوي تصميم گيري مديريت معاصر است که دانشمندان و مشاهير مديريت همچون سايمون و ديگران ، در آن باره قلم فرسايي کرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست مآخذ

1ـ  تصميم گيري در مديريت ،نويسنده حاضر منوچهر ، مرکز آموزش مديريت دولتي ، ص 3 تا 7

2ـ چند مقاله در مديريت ، صادقپور ابوالفضل ، مرکز آموزش مديريت دولتي ،  ص 47

3ـ مقاله تصميم گيري در مديريت ، فصلنامه مديريت دولتي ، شماره 11 مرکز آموزش مديريت دولتي ، مهدويان اکبر،  ص 52

4- اصول و مباني مديريت ، جاسبي عبدالله ،  دانشگاه آزاداسلامي ،  ص 132

5ـ مقاله سياستگذاري در نظام رهبري و مديريت اسلامي از ديدگاه عقل و وحي ، فصلنامه مديريت دولتي شماره 9 سال فاضلي خليل الله ،  ص 60

6ـ مقاله نظام گرايي در مديريت اسلامي ، جاسبي عبدالله ،  ص 7

7ـ مقاله نحوه سياستگذاري و تصميم گيري در مديريت اسلامي ، فصلنامه مديريت دولتي ، شماره 23 جوادي آملي مرتضي ،  ص 1و 2 .

8ـ فيض الاسلام ، نهج البلاغه 6 جلدي ، ص 50

9ـ مقاله نحوه سياستگذاري و تصميم گيري در مديريت اسلامي ، فصلنامه مديريت دولتي ، شماره 23 جوادي آملي مرتضي ،  ص 1و 2

10ـ مقاله سياستگذاري در نظام رهبري و مديريت اسلامي از ديدگاه عقل و وحي ، فصلنامه مديريت دولتي شماره 9 سال فاضلي خليل الله ،  ص 72

11ـ ... مصباح يزدي ، مجموعه مقالات ، نگرشي بر مديريت در اسلام ، مرکز آموزش مديريت دولتي ، 1372 ص 25

12ـ نهج البلاغه ص 1296

13ـ مجموعه مقالات نگرشي بر مديريت در اسلام، مرکز آموزش مديريت دولتي 1372 ص 39

14ـ سبحاني جعفر ، مقاله : ويژگي هاي عمومي مديريت از ديدگاه اسلام مجموعه مقالات ... مرکز آموزش مديريت دولتي ، 1372 ص 205

15ـ جاسبي عبدالله ، مقاله شورا و مشاوره در اسلام ، ص به نقل از بحار الانوار ، جلد 15 بخش 4

16-جاسبي عبدالله ، مقاله شورا و مشاوره در اسلام ، ص به نقل از بحار الانوار ، جلد 15 بخش 4 ص 6

17ـ جاسبي عبدالله ، مقاله شورا و مشاوره در اسلام ، ص به نقل از بحار الانوار ، جلد 15 بخش 4 ص 6

18ـ نهج البلاغه ص 994

19ـ سبحاني جعفر ، مقاله : ويژگي هاي عمومي مديريت از ديدگاه اسلام مجموعه مقالات ... مرکز آموزش مديريت دولتي

20ـ نهج البلاغه ص 1118

21ـ نهج البلاغه ص 1255

22ـ نهج البلاغه ص 858

23ـ بعثت سرآغاز حکومت مترقي اسلام ، ترجمه سيد مهدي شمس الدين ص و 7 و 11

24ـ نهج البلاغه ص 1032

25ـ نهج البلاغه ص 1222

26ـ مشبکي اصغر ، مقاله مقايسه تطبيقي اصول و مباني مديريت از ديدگاه اسلام ، مجموعه ... مآخذ 18، ص 156

27- همان مآخذ

28ـ طليعه مجله تدبير ، مرکز آموزش مديريت صنعتي

29ـ سبحاني جعفر ، مقاله : ويژگي هاي عمومي مديريت از ديدگاه اسلام مجموعه مقالات ... مرکز آموزش مديريت دولتي ص 205

30ـ نهج البلاغه ص 62

31ـ نهج البلاغه ص 1297

32ـ نهج البلاغه ص 98      

33ـ سبحاني جعفر ، مقاله : ويژگي هاي عمومي مديريت از ديدگاه اسلام مجموعه مقالات ... مرکز آموزش مديريت دولتي ص 206

34ـ همان مآخذ

35ـ حکمت نهج البلاغه ص 170

36ـ اخلاق محتشمي ، ص270 حديث 36

37ـ انوار سيد ، ضوابط رفتاري خدمات عمومي از نظر اسلام ، ترجمه فخرالدين مزارعي ، مديريت امروز، شماره 12 سال 1352 ص 53 ، انتشارات مرکز آموزش مديريت دولتي

38ـ ، مقاله مقايسه تطبيقي اصول و مباني مديريت از ديدگاه اسلام ص 160

39ـ نهج البلاغه ص 1010

40ـ نهج البلاغه ص 1008

41ـ نهج البلاغه ص 541

 

تهيه و گردآوري از : محمدرضا مهدوي

مدير هنرستان فني و حرفه اي آيت ا... بهاري