در مديريت مشاركتي روش تصميم گيري به گونه اي است كه بستر مناسبي فراهم مي شود تا انديشه هاي تازه و نو از طريق كاركنان به رده هاي بالاتر تنظيم و پيشنهاد ميگردد، مشاركت در مديريت موجب كاهش نظارت بر اعضاء ، تعارضها، ستيزه‌ها ، درگيريها و چشم و هم چشمي‌ها شده و موجب ارتقاء‌ روحيه كاركنان و افزايش بهره‌وري و كيفيت كار در سازمان ميشود.در حقيقت در مديريت مشاركتي « من » هاي سازمان «ما» مي شوند و بدون نفي هويت فردي، هويت جمعي جديدي متولد ميشود.

« رسول گرامي اسلام (ص): هر كس خود را شناخت ، خدا را شناخت .»

پيشينه توجه به خود و خويشتن شناسي به دوران باستان برميگردد. بيشتر از همه ، تاريخ يونان باستان مملو از آغاز شكوفايي زندگي انسانها و شناخت نفس و روح بوده است.

در بالاي معبد آپولو در يونان عبارت « خود را بشناس » نوشته شده است. فلاسفه يونان چون سقراط و فيثاغورث نيز اين كلام را در فلسفه خود جاي داده بودند.خودشناسي ، مبناي همه اديان و مكاتب است. از ديدگاه مذهب ، اگر انسان خود را بشناسد به حقايق طبيعت و به اسرار خلقت آگاهي مي يابد. همانطوريكه پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد: «هر كس خود را شناخت ، خدا را شناخت .» خود شناسي يا خداشناسي موجب معني دار شدن زندگي و به كمال رسيدن بشر ميشود.ادبيات ايران نيز سرشار از مفاهيم و عبارت ارزنده در باب خويشتن شناسي است. مثلا حافظ ميگويد:

عيان نشد ز كجا آمدم كجا رفتم دريغ و درد كه غافل ز كار خويشتنم

يا عارفي گويد:

گر چه نتواني بداني چيستي جهد كن چندان كه داني كيستي

شايد اين سوال در ذهن شما شكل گيرد كه چه رابطه اي بين خويشتن شناسي و « پيام مديريت » است.

نكته همين جااست كه خود شناسي به عنوان يكي از مهارتهاي لازم و ضروري براي موفقيت مديران توصيه شده است.
بسياري از شركتهاي بزرگ موضوع خويشتن شناسي را جزء اساس ترين دوره هاي آموزشي خود قرار داده و دانش وقوف به خود را عاملي موثر براي تطبيق بهتر سازمانها با مسائل انساني تلقي ميكند.

در ادبيات مديريت، ازمهارت « خويشتن شناسي » به عنوان پيش شرط بهداشت رواني و توانايي شناخت ديگران يادشده است. يعني درك، بينش و آگاهي مدير موجب بهره‌وري تخصص و بهبود در روابط عمومي انساني او ميشود.
جرج هومانز نويسنده معروف در خصوص خويشتن شناسي مديران عبارت زيبايي دارد:

« او معتقد است كار مدير دشوار است و تسلط بر خويش براي او ضروري است. مدير جهت دستيابي به تسلط، بايستي خويش را بشناسند و به نقاط ضعف و قوت خود واقف باشد.»

به احاديث زير توجه فرمائيد:

حضرت علي (ع) مي فرمايند:

« درد تو از توست ، ولي تو بدان بصيرت نداري و درمان تو نيز در درون توست. ليكن تو بدان آگاهي نداري.»
حضرت امام رضا (ع) مي فرمايند:

« ارزنده‌ترين مرحله خود، خود شناسي است.»

مهمترين عواملي كه ميتواند در مرحله خود شناسي مديران نقش مهم و به سزايي داشته باشد بدين ترتيب است:
1- تصميم گيري 2- برنامه ريزي 3- خلاقيت و نوآوري 4- ارتباطات

5- نقش احساس در مديريت 6- انگيزش 7- كار گروهي.

- حال براي روشن شدن موضوع براي هر كدام به اختصار توضيحاتي آورده شده كه توجه شما را به آن جلب مي نماييم.

1- تصميم گيري:

تصميم گيري جوهر مديريت است. مديران بايد بكوشند تا در تصميم‌گيريهاي سازماني كمتر تحت تاثير احساسات و عواطف خويش قرار گيرند. شايد عمل به اين توصيه دشوار باشد، اما به خاطر داشته باشيم كه مديريت وظيفه سخت و دشوار است. اگر بر خويشتن مسلط نباشيم و از احساسات عواطف خود در اتخاذ تصميمات پيروي كنيم، سازمان را دچار مشكلات خواهيم ساخت.

پس هنگام تصميم گيري:

الف) خواستهاي دروني، عواطف و احساسات خود را در آن راه ندهيم.

ب) قبل از هر تصميم نتايج آن را تجزيه و تحليل كنيم .

ج)از تغيير و تحولات محيط غافل نباشيم .

د ) حد معقولي از مخاطره را در تصميمات خود بپذيريم .

ذ) با همكاران و اهل فن مشورت كنيم .

و) در تصميم گيري شتاب نكنيم .

ه) خود را در مقابل سرزنشهاي احتمالي ناشي از تصميمات گرفته شده مصون سازيم.

ي) با دانش كافي در مورد مسايل تصميم بگيريم.

2- برنامه ريزي :

بنياد هر سازماني بر برنامه ريزي استوار است.

يكي از وظايف مهم مدير ، برنامه ريزي و آينده نگري است. اهميت برنامه ريزي ، علي‌الخصوص زماني كه منابع موجود براي مديريت، محدود و انتظارات و توقعات از او بيشمار است، محسوس تر ميگردد.همانگونه كه ميدانيد برنامه ريزي نوعي پيش بيني است و از آنجائي‌كه پيش بيني‌ها صددرصد به واقعيت نمي پيوندند، همواره امكان درصدي خطا وجود دارد و مدير در برنامه ريزي با مخاطره مواجه است.

چنانچه مدير از مخاطرات احتمالي هراس به خود راه دهد از اقدامات خطير باز ميماند و اين مسئله عارضه اي منفي براي مديريت او بشمار مي آيد.

مدير بايد آينده سازمان خود را به عنوان يك واقعيت بپذيرد و بداند برنامه ريزي مسلما توام با مخاطراتي خواهد بود. مدير بايد در مرحله برنامه ريزي خوشبيني واقع گرايانه خود را همواره حفظ كند و به امكانات منابع موجود بيانديشد و پيش رود. تفكر صرف درباره كمبودها و محدوديتها موجب ياس و نااميدي است.

مدير بايد در مرحله برنامه ريزي موارد زير را مد نظر قرار دهد:

-    كنترل مسائل زمان.

- استفاده بهينه و موثر از وقت

- تسلط بر اعصاب و خويشتن داري

- انگيزه و علاقه در برنامه ريزي

- به امكانات موجود و بالقوه سازمان انديشيدن

- خوشبيني واقع گرايانه به آينده.