علل گرايش به مواد مخدردر نوجوانان و جوانان

  بدون ترديد مصرف بي‌رويه و روزافزون موادمخدر به عنوان يكي از بزرگترين مشكلات قرن حاضر تلقي مي‌شود و زيان‌هاي ناشي از آن در زمينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي بسيار سنگين است، به طوري كه تقريبا تمامي كشورهاي جهان سعي دارند برنامه‌هايي براي پيشگيري از اعتياد و درمان معتادان به اجرا گذارند.

صرف‌نظر از علل سياسي و اجتماعي، سودجويي يكي از عوامل مهم گسترش روزافزون اعتياد است. سوداگران مرگ از ناآگاهي و مشكلات گوناگون جوانان براي گسترش و رونق بازارهاي خود استفاده مي‌كنند و به طرق مختلف قربانيان بيشتري را دام مخوف خويش گرفتار مي‌سازد.

جامعه ما نيز در ظرف چند دهه اخير از نظر نگرش‌هاي كلي درباره مصرف مواد تغييرات زيادي كرده است. علاوه بر اين پيام‌هاي متناقض زيادي كرده است. علاوه بر اين پيام‌هاي متناقض زيادي در اين ارتباط وجود دارد كه ما اينك بايد با آن مقابله كنيم. اولا برخي از داروها، ابزار پزشكي معجزه‌آسا و اسرارآميزي هستند كه مي‌توانند دردهاي ما را به بهترين وجه درمان كنند.

داروهاي ديگري هم وجود دارند كه به وسيله شمار زيادي از بزرگسالان براي سرگرمي و تفنن مورد استفاده قرار مي‌گيرند. نوجوانان درباره اين نگرش كه مواد مخدر غيرقانوني، غيراخلاقي و سمي هستند، حساسيت دارند.

اگر مي‌بينيم كه يك نوجوان درباره تجاربي ممنوع، گيج و سردرگم مي‌شود، نبايد تعجب كنيم. آنها مي‌بينند كه افراد داروها را مصرف مي‌كنند بدون آنكه ظاهرا آسيبي را متحمل شوند. با اين حساب، مي‌توانيم مشكلات يك نوجوان را هنگام تصميم‌گيري درباره كاربرد يك ماده تخديركننده حدس بزنيم. چنين تصميماتي براي بزرگسالاني كه از زندگي باثبات و هماهنگي برخوردارند مشكل است تا چه رسد به جواني كه باري از مشكلات متعدد نظير بحران‌هاي هويتي، بيداري غرايز جنسي، تعيين تصوري از خويشتن، ملحق شدن به گروه همسالان و جست‌وجو براي ايفاي نقش رضايت‌بخش در جامعه روبه‌رواست.

در اين مقاله سعي مي‌شود بحثي مختصر درباره اعتياد، خصوصيات رشدي ويژه نوجواني و علل گرايش نوجوان به مواد مخدر و… صورت گيرد.

مراحل روي آوردن به مصرف موادمخدر در افراد، فرد معمولا مراحلي را مي‌گذراند تا به دام اعتياد بيفتد. مراحل اعتياد شامل سه مرحله است:

1-آشنايي و شروع

در اين مرحله فرد با دوست يا آشناي معتادي برخورد مي‌كند و با تشويق وي با ماد? مخدر آشنا مي‌شود.

آزادي بيش از حد نوجوانان و عدم مراقبت و هدايت آنان در ساعات فراغت و بيكاري، مهيا نبودن وسايل تفريحات سالم و ورزش و ضعف در آموزش و پرورش صحيح، عدم نظارت در رشد و تكوين شخصيت كودكان، آشنا نبودن افراد به مضرات موادمخدر، كمبود محبت، دردهاي عصبي، ناراحتي جسمي، ناكامي‌ها، علل اقتصادي از قبيل احتياج به پول براي تهيه حوائج زندگي، حرص و طمع براي اندوختن ثروت، كشت داخلي هر كشوري كه دسترسي به موادمخدر را سهل و آسان مي‌كند و موقعيت جغرافيايي كه كنترل و مراقبت از سرحدات را مشكل مي‌نمايد، از علل مهم اعتياد مي‌باشد.

2-دودلي

در اين مرحله فرد با خود در جنگ و ستيز است. حالت نشئه و رفتن در عالم خيال و فرار از واقعيات باعث رو آوردن به مواد مخدر مي‌شود، ولي از طرفي نمي‌خواهد در دام آن بيفتد.

3-اعتياد

بالاخره مصرف مواد اعتيادآور فرد را به دام اعتياد مي‌كشاند. مواد اعتيادآور را به سه دسته بزرگ تقسيم كرده‌اند.

1-تركيبات ترياك كه شامل ترياك، هروئين، مرفين، سوخته و شيره مي‌شود.

2-مواد توهم‌زا يعني كوكائين، ال.اس.دي، حشيش و ماري‌جوانا.

3- خواب‌آورها و مواد ضداضطراب كه شالم باربيتورات‌ها و الكل مي‌شود.

همه مواد اعتيادآور باعث وابستگي جسمي و رواني مي‌شوند. جواني كه به اعتياد مبتلا مي‌شود. معمولا خلق و خوي وي تغيير مي‌كند. تغييرت در رفتار ظاهري و خصوصيت اخلاقي جوانان مي‌تواند توجه اوليا را جلب كند و احتمال آلوده شدن جوان خود را بدهند. تغييرات زير علائم هشداردهنده اند و بايد نظر اوليا را به خطر ابتلا به اعتياد جلب كنند:

1-تغيير ساعات خواب و بيداري: جوان ديرتر مي‌خوابد و ديرتر بيدار مي‌شود.

2- تمايل به گوشه‌گيري

3-هم‌نشيني با افراد جديد و مشكوك

4- تغييرات ناگهاني در خلق و خوي،‌ به صورتي كه از حالت افسردگي و عصبانيت، ناگهان به فردي شوخ و سرحال تبديل شود.

5- قفل كردن در اتاق خود در مواقعي كه در خانه نيست.

6-كاسته شدن از وزن و تغيير رنگ چهره، خصوصا لب‌ها

7-بي‌اعتنايي به سر و وضع و نظافت خود

8- چرت زدن

9-پرحرفي و اظهار مطالب بي‌مورد

10-فرار از كارهاي بدني

نوجواني و ويژگي‌هاي آن و زمينه‌هاي گرايش نوجوان به سوءمصرف موادمخدر

دوره‌اي كه ما به آن نوجواني مي‌گوييم و تقريبا بين سنين 14 تا 21 سالگي اتفاق مي‌افتد، از نظر فيزيكي و عاطفي دوره انتقالي مهمي به حساب مي‌آيد. در خلال اين سال‌ها، كودكان از نظر جسمي، به افرادي بزرگسال تبديل مي‌شوند. با مشاهده نوجوان در زمينه اين انتقال، ما مي‌توانيم عواملي را كه بر آسيب‌پذيري دانش‌آموز در برابر مواد تأثير مي‌گذارند، شناسايي كنيم.

نوجوانان قسمتي از يك سيستم مي‌باشند كه نمي‌توانند به خوبي آن را درك كنند. مواد نيز قسمت ديگري در اين سيستم مي‌باشند كه مي‌توانند به عنوان مثال از طريق والدين الكلي، يا همسالاني كه مواد مصرف مي‌كنند يا به طور مستقيم از تجارب شخصي و اعتياد و سوءاستفاده بر رشد دوره نوجواني مي‌توان به تخفيف آثار زيان‌بخش مواد بر زندگي نوجوانان كمك كرد.

تجارب مدرسه، به ويژه از تأثيرت مهمي برخوردار است. اين تجارب كه بر روش‌هاي معلمان و مديران متكي مي‌باشند، مي توانند بر آسيب پذيري فرد، تأثير مثب يا منفي داشته باشند. خلاصه‌اي از يرخي عوامل مهم در رشد نوجوان، آن‌طور كه به آسيب‌پذيري او مربوط مي شود، به دنبال خواهد آمد.

رشد جسماني و رواني

دوره نوجواني، نشانگر رشد نهايي در فرآيندهاي تشكيل عادات به حساب مي‌آيد. در خلال اين دوره ترشحات هورموني، يكپارچگي نهايي در سيستم اعصاب و عملكرد مغز نظير خوردن، خوابيدن، خصومت، منفعل بودن، اضطراب و واكنش هاي عاطفي به وجود مي‌آيد. تمام اين صفات توسط نيروهاي رشد فيزيكي شكل مي‌گيرند. هرچه فرد جوان‌تر باشد، سيستم بدني و رواني او در برابر اثرات دارويي آسيب‌پذيرتر است. عواملي نظير انگيزش، قضاوت، تصميم‌گيري و حافظه همگي به ميزان زياد بر كامل شدن آرام فرآيندهاي رشد متكي مي‌باشند. برخي از اين حالات يا همه آنها را مي‌توان با تأثير مستقيم داروها تغيير داد. در فاصله سال‌اي 12 تا 14 سالگي اين پديده‌ها پوياترند و آشفتگي‌هاي مربوط به آن جدي‌تر از سن بزرگسالي مي‌باشند.

رشد اجتماعي

نوجواني دوره‌اي است كه با گذر از مراحل مداوم و متفاوتي از آشوب‌ها و مسائل اجتماعي به سوي رشد اجتماعي سالمي در نوسان است. مسائل مهم دوره نوجواني عبارتند از: تغيير روابط با اعضاي خانواده و ساير بزرگسالان و تغيير روابط گروهي با همسالان. تعداد زيادي از فرآيندهاي اجتماعي شدن مربوط به ارضاي نيازها يا يادگيري روش‌هايي براي جهت دادن غرايز به سوي رفتارهاي سالم براي كسب رضايت است. عواملي كه بر رفتار اجتماعي اثر مي‌گذارند،‌ به ترتيب عبارتند از:

همسالان، خانواده، كاركنان مدرسه، رسانه‌هاي گروهي و كتاب‌ها. در واقع نفوذ مدرسه و خانواده ممكن است در مواردي يكسان باشد و شايد هم مدرسه از اهميت بيشتري برخوردار باشد.

هنگام رسيدن كودك به دوره نوجواني و گذر از اين مرحله، تغييرات عظيمي در نظام خانواده رخ مي‌دهد. در خلال اين دوره فرد سعي مي‌كند كه خود را از نظر رواني از خانواده جدا ساخته، خارج از خانه هويت شخصي خويش را جست‌وجو كند. روابط با والدين ممكن است رفتارهاي مقابله‌اي مثبت يا منفي در نوجوانان به وجود آورد. كساني كه موادمخدر مصرف مي‌كنند ممكن است يا به علت آن باشد كه مي‌خواهند با والدين خود رقابت كنند يا اين كه قصد دارند عليه ارزش‌هاي پدر و مادر خويش قيام كنند. هرچه ميزان قيد و بندها در محيط خانه بيشتر باشد، واكنش‌هاي طغيان‌گرانه فرد احتمالا زيادتر خواهد بود.

محيط‌هايي كه پر از آشوبند، به خصوص در ايجاد اعتياد به مواد مي‌توانند كمك كنند. عدم حضور پدر در خانواده با مصرف الكل و حشيش ارتباط زيادي مي‌تواند داشته باشد.

فرآيند جدا شدن از خانواده معادل است با افزايش اهميت روابط گروي با همسالان. در اين ارتباط نوجوان سعي مي‌كند ارزش‌هاي شخصي خود را با ديگران مقايسه كرده، تغيير بدهد. ارزش‌هاي خانوادگي همسالان ممكن است هماهنگ، مشابه يا كلا جديد و متفاوت باشند. تنش‌ها و كوشش‌هاي لازم براي آشتي دادن اين سيستم‌هاي ارزشي بيش از حد مهم مي‌باشند. حل اين كشمكش‌ها مي‌تواند تأثيري عميق بر اعتياد نوجوان و بزرگسالي كه در حال رشد است، داشته باشد.

در خلال نوجواني شخصيت درحال تغييرات پياپي قرار دارد، به طوري كه نوجوان دائما در حال جست‌وجو، تمركز و ارزيابي مجدد مي‌باشد.

كوشش براي يافتن تصوري ثابت از خويشتن و محيط يك فعاليت مداوم تلقي مي‌شود. قسمتي از اين فرآيند نتيجه‌اي است كه ازتمايل نوجوان براي كشف كردن سرچشمه مي گيرد. از آنجا كه نوجوانان در حالت گروهي انگيزه‌هاي كنترلي كمتري دارند، مصرف مواد ممكن است به رفتارهاي ضداجتماعي و رفتارهاي خطرناك (مانند پرخاشگري، دزدي و...) منجر شود. بديهي است كه چنين رفتارهايي تنش،‌ افسردگي و از خودبيگانگي را به وجود مي آورند. نوجواني كه داراي مشكلي است ممكن است به موادمخدر به عنوان يك وسيله تسكين نگاه كند.

تحقيقات نشان داده‌اند كه عزت نفس پايين به ميزان زياد با شرب خمر در ارتباط است. مصرف‌كنندگان خفيف حشيش در مقايسه با غيرمصرف‌كنندگان، غيرعادي‌تر، داراي خويشتن‌نگري كمتر و عاصي‌تر مي‌باشند.

تغييرات ديگري كه با مصرف موادمخدردر ارتباط مي‌باشند، عبارتند از: آسيب‌رساني به خود، افسردگي، ناامني، پرخاشگري و گوشه‌گيري. حتي دانش‌آموزاني كه در دبيرستان سيگار مي‌كشند، در مقايسه با افرادي كه چنين كاري انجام نمي‌دهند، پرخاشگرتر و از محبوبيت كمتري برخوردارند.

اطلاعات زيادي در دسترس است كه نشان مي‌دهد فرهنگ، گروه،‌ طبقه اجتماعي، مذهبي و وضعيت تحصيلي نيز در آسيب‌پذيري نوجوانان در برابر موادمخدر و داروها تأثيرگذار است.

پايان